اوج احساسات زمانی بود که صدای شعرخوانی پسرشان، یحیی، و عروسشان، ندا، از آمریکا پخش شد. واقعاً لحظه پراحساسی بود. آغوش خانم رهادوست برای تک تک ما چنان گشاده بود و هر یک را به گرمی خوشآمد میگفتند که گویی مادر همه ما بودن...
اوج احساسات زمانی بود که صدای شعرخوانی پسرشان، یحیی، و عروسشان، ندا، از آمریکا پخش شد. واقعاً لحظه پراحساسی بود. آغوش خانم رهادوست برای تک تک ما چنان گشاده بود و هر یک را به گرمی خوشآمد میگفتند که گویی مادر همه ما بودند، استاد ما، عزیز دل ما.
خود کتاب و انتشار آن هم در زمانه جنگ و در میانه بیفرداییها حکایت دیگری داشت. ایشان که بیشتر خود را شاعر مینامند تا نویسنده (هرچند کتاب از همه نوع کم ندارند)، از زمان فوت پدرشان یعنی بیست سال گذشته تا اسفند 1403 دیگری شعری نسروده بودند و به گفته خودشان به واسطه دلایل زیاد و دغدغههای فکری و عواطف روحی، ناگهان احساس کردند که
اسفند زیبا
بیسر و صدا آمده بود
با یک دست
سرما را پس میزد
و با دست دیگرش
به بهار ندا میداد که بیا
در لحظهای غریب
چشمان تارم برقی زد
و من در سایهروشن آن تیرگی
درخت شعرم را دیدم
که غرق جوانه بود.
از خانم دکتر باغستانی و همه عزیزانی که آن شب را پر از ستاره کردند و بر بوم تیره ذهن مرا رنگ شادی پاشیدند سپاسگزارم.
رهادوست، بهار. شعر 78 ساله، نشر هنوز، 1404.
در این مطلب اطلاعات، جزئیات و نکات مرتبط با معرفی کتاب: شعر 78 ساله بررسی شده است.
این موضوع به دلیل اطلاعات و کاربردهای مرتبط، مورد توجه کاربران قرار گرفته است.
جزئیات مهم و نکات قابل توجه درباره رهادوست در متن مقاله بررسی شده است.
برچسب:
نویسنده: آرین رضوانی